Ethics code: این مقاله نامه به سردبیراست ونیاز به کد اخلاق ندارد
مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی در ارتقاء سلامت، دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، بندرعباس، ایران.
چکیده: (637 مشاهده)
بلایای طبیعی و انسانساخت در سالهای اخیر به طور فزایندهای جوامع بشری را تحت تأثیر قرار دادهاند. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، قرارگیری بر روی کمربند لرزهخیز آلپ-هیمالیا، تنوع اقلیمی و تراکم بالای جمعیت در کلانشهرهایی مانند تهران، یکی از کشورهای بلاخیز جهان محسوب میشود. زلزله، سیل، خشکسالی و حوادث شیمیایی از جمله تهدیداتی هستند که هر یک میتوانند نظام سلامت کشور را با بحرانی بزرگ مواجه سازند. در چنین شرایطی، بیمارستانها به عنوان اولین و مهمترین خط دفاعی برای نجات جان مصدومان، نقشی حیاتی و غیرقابل انکار ایفا میکنند. با این حال، کارکرد مؤثر یک بیمارستان در هنگام بلایا، تنها به استحکام اسکلت ساختمان آن محدود نمیشود. تجربیات جهانی نشان داده است که بسیاری از بیمارستانها در جریان بلایا، نه به دلیل فروریختن سازه، بلکه به علت ناتوانی در ایمنی غیرسازهای (مانند تأمین برق اضطراری، سیستمهای ارتباطی، ذخایر سوخت و آب) و ایمنی عملکردی (مانند برنامه پاسخ، تریاژ، آموزش پرسنل و برنامه بازیابی) از ارائه خدمات بازماندهاند. توجه به این نکته اساسی است که ایمنی غیرسازهای و ایمنی عملکردی، پیشنیازهای ضروری برای دستیابی به تابآوری بیمارستانها در برابر بلایا محسوب میشوند؛ به عبارت دیگر، بدون تأمین این دو مؤلفه، تابآوری نظام سلامت معنا پیدا نمیکند. متأسفانه شواهد مستدل از وضعیت هشداردهنده این دو حوزه در بیمارستانهای ایران حکایت دارد. در حالی که توجهات عمدتاً بر ایمنی سازهای متمرکز است، یافتههای پژوهشی نشان میدهد که مهمترین شکافها در دو حوزهای قرار دارد که مستقیماً با تداوم ارائه خدمات در بحران مرتبط است: ایمنی غیرسازهای و ایمنی عملکردی.
علاوه بر مطالعات کلان، یک اقدامپژوهی اخیر در یک بیمارستان تهران نیز با کاربست مدل FOCUS‑PDCA نشان داد ایمنی غیرسازهای با استفاده ازاین مدل ارزیابی و بهبود یافت. پایینترین نمرات مربوط به سیستم آبرسانی، مبلمان اداری و ذخیره سوخت بود. پس از مداخلات کمهزینه و مشارکتی، نمره کلی ایمنی غیرسازهای از ۷۱٪ به ۷۷٪ افزایش یافت. (1) این مطالعه نشان میدهد که توجه به نقاط ضعف پنهان حتی در بیمارستانهای با وضعیت متوسط ضروری است.بنابراین، صرف وجود میانگین ایمنی متوسط نمیتواند گواهی بر آمادگی واقعی باشد و شناسایی و رفع نقاط ضعف خاص هر بیمارستان ضروری است.
لذا هدف این مطالعه، مرور شواهد اخیر در مورد شکاف ایمنی غیرسازهای و عملکردی بیمارستانهای ایران و ارائه توصیههای سیاستی مبتنی بر شواهد است.
بر اساس مطالعهای که در سه بیمارستان منتخب شهر اهواز انجام شد، میانگین ایمنی عملکردی تنها 30.81 درصد و ایمنی غیرسازهای 59.17 درصد گزارش گردید. بر اساس طبقهبندی سازمان جهانی بهداشت، نمره ایمنی عملکردی 30.81% در رده C (ناایمن و نیازمند اقدام فوری) و نمره ایمنی غیرسازهای 59.17% در رده B (نیازمند اقدامات متوسط) قرار میگیرد، این یافته بسیار تأملبرانگیز است، چرا که عملکرد بیمارستانها در زمان بحران، بیش از آنکه به استحکام اسکلت ساختمان وابسته باشد، به وجود برنامههای عملیاتی پاسخ، سیستمهای ارتباطی جایگزین، تأمین منابع مالی اضطراری و آموزش پرسنل گره خورده است. مطالعه اهواز همچنین نقاط ضعف بحرانی در سیستمهای ذخیره سوخت، سیستمهای حفاظت در برابر آتش، سیستمهای ارتباطی داخلی و ظرفیت ذخیره آب را شناسایی کرده است(2)
مطالعه جامعتری در استان تهران که روی 165 بیمارستان انجام شد، این نگرانی را عمیقتر میکند. اگرچه میانگین کلی مدیریت خطر حوادث 69.35 درصد گزارش شده، اما پایینترین امتیازها به استاندارد تحلیل عملکرد پس از بلایا با میانگین 59.9 درصد و برنامه بازیابی پس از سانحه با میانگین 58.5 درصد اختصاص داشته است ، به عبارت دیگر، بیمارستانهای ما حتی پس از برگزاری مانورها، عملکرد خود را به طور سیستماتیک تحلیل نمیکنند و برنامهای برای بازگشت به حالت عادی پس از بحران ندارند. این یک شکاف سیاستی آشکار است: تأکید بر پاسخِ فوری به جای آمادگی پایدار و بازیابی برنامهریزیشده. در این میان، باید تأکید کرد که ارتقای ایمنی غیرسازهای و عملکردی نه یک هدف نهایی، بلکه نخستین گام برای تحقق تابآوری واقعی بیمارستانهاست. بدون این پیشنیازها، هرگونه برنامهریزی برای تابآوری نظام سلامت با شکست مواجه خواهد شد. مطالعه تهران همچنین نشان داد که بیمارستانهای نظامی و تأمین اجتماعی بالاترین امتیازات و بیمارستانهای خصوصی پایینترین امتیازات را در استانداردهای آمادگی، پاسخ و بازیابی کسب کردهاند (3).
مطالعه مروری بر سیستمهای بهداشتی ایران، عراق و افغانستان نشان میدهد که با وجود پیشرفتهایی در ایران در زمینه کاهش خطر بلایا، هنوز شکاف قابل توجهی در حوزه ایمنی غیرسازهای و عملکردی نسبت به استانداردهای بینالمللی وجود دارد. این مطالعه تأکید میکند که کشورهای منطقه مدیترانه شرقی به دلیل مخاطرات طبیعی و فناورانه و سطوح بالای آسیبپذیری، نیازمند ادغام اقدامات کاهش خطر بلایا در تمام فازهای برنامههای مدیریت بلایا هستند (4).
تجارب بینالمللی نیز مؤید این یافتههاست. مطالعهای که در شهر لوکسوماوه، اندونزی - منطقهای با خطر بالای بلایا - با استفاده از همین ابزار شاخص ایمنی بیمارستان (HSI) انجام شد، نشان داد که اگرچه بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع در رده A (ایمنی مطلوب) قرار داشتند، اما سیستمهای ذخیره سوخت و شاخصهای حفاظت در برابر آتش به عنوان آسیبپذیرترین نقاط شناسایی شدند (5). جالب توجه است که این دقیقاً همان نقاط ضعفی است که در مطالعه اهواز نیز گزارش شده است (2). این همسانی در یافتهها در دو کشور مختلف نشان میدهد که ضعف در سیستمهای ذخیره سوخت و حفاظت در برابر آتش یک چالش جهانی و مشترک در بیمارستانهای مناطق بلاخیز است و نیازمند توجه ویژه سیاستگذاران است. مطالعه اندونزی همچنین تأکید میکند که شاخص ایمنی بیمارستان (HSI) ابزاری مؤثر برای شناسایی کاستیها و هدایت بهبودها در آمادگی بیمارستانها است (5). بنابراین، شواهد داخلی و بینالمللی همسو نشان میدهند که سرمایهگذاری بر روی ایمنی غیرسازهای و عملکردی، بنیادیترین اقدام برای ارتقای تابآوری بیمارستانها در برابر بلایاست.
به طور خلاصه، نمرات ایمنی عملکردی در بیمارستانهای بررسیشده در ایران بین 30.8% تا حدود 60% و ایمنی غیرسازهای بین 59.2% تا حدود 70% متغیر بوده است.
بنابراین، با استناد به شواهد ارائه شده از مطالعات داخلی و بینالمللی، بر ضرورت اقدام فوری سیاستی در سه محور زیر تأکید میشود:
- بازنگری در استانداردهای اعتباربخشی: با وزندهی بیشتر به مؤلفههای ایمنی عملکردی (به ویژه برنامه بازیابی، تحلیل عملکرد پس از حادثه و سیستمهای ارتباطی جایگزین) و الزام بیمارستانهای خصوصی به رعایت این استانداردها.
- تقویت سیستمهای حیاتی با اولویت بالا: با توجه به یافتههای مشترک مطالعات اهواز و اندونزی، سیستمهای ذخیره سوخت و حفاظت در برابر آتش باید به عنوان اولویت اول اقدامات اصلاحی در نظر گرفته شوند (1 و 4).
- همکاری منطقهای و اشتراک تجربیات: همانطور که مطالعه مروری پیشنهاد کرده است، ایجاد شبکهای از متخصصان کاهش خطر بلایا در سطح منطقه و استفاده از تجربیات موفق کشورهایی مانند اندونزی در استفاده از ابزار HSI میتواند به تدوین سیاستهای مبتنی بر شواهد کمک کند (5 و 4).
اگر این هشدارها جدی گرفته نشود، در هنگام وقوع بلایای آینده، نه تنها ساختمانهای بیمارستانها، بلکه عملکرد درمانی آنها نیز دچار فروپاشی خواهد شد و این جامعه است که بهای سنگین آن را پرداخت خواهد کرد.
محدودیتها:
لازم به ذکر است که مطالعات استناد شده دارای محدودیتهایی از جمله حجم نمونه محدود ، عدم تعمیمپذیری کامل نتایج به کل کشور و احتمال سوگیری گزارشدهی می باشد هستند. همچنین استفاده از ابزار HSI در مقطع زمانی خاص ممکن است نوسانات فصلی یا تغییرات سریع در آمادگی بیمارستانها را منعکس نکند.
نوع مطالعه:
نامه به سردبیر |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/6/8 | پذیرش: 1404/6/30 | انتشار: 1404/9/30